امشب لبای تو خیال
بوسه داره
بازم چشمات برق میزنه مثل ستاره
بگو چجور این دل گرم و بیقرارم
میون صد هزار تا چشم طاقت بیاره
میخوام لبامو رولبات بزارم
ولی میون جمع راهی ندارم
بیا بریم با هم دیگه یه جای خلوت
بهم بگو حرفاتو با خیال راحت
به من بگو دوستم داری قد یه دنیا
منم میگم دوستت دارم تا به قیامت
با اون نگات بهم میگی آتش داغی
نترس منم خبر دارم آخر راهی
آخ اگه یه روز تو رو به چنگ بیارم
اونوقت بهت میگم کیم و تو کجایی
عاشقم شدی ، عاشقت شدم
دوستم داشتی ، دوستت داشتم
همیشه خندیدی ، همیشه گریه کردم
همیشه حرف زدی،همیشه سکوت کردم
منو از یاد بردی ، به یادت بودم
همیشه تو گفتی ، همیشه من شنیدم
خواستی منو بشکنی ، خیلی راحت شکستم
به راحتی فراموشم کردی ، به سختی فراموشت میکنم
خواستی دیگه نباشم ، منم خواستم هرگز نباشی
بازی دیگه تموم شد
حالا با هم بی حساب شدیم
و اما حالا.......

وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگررفت
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم.
وقتی او تمام کرد
من شروع کردم.
وقتی او تمام شد
من آغاز شدم.
و چه سخت است.
تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است.
مثل تنها مردن .............
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 9:7  توسط کژدم
|
امشب لبای تو خیال
بوسه داره
بازم چشمات برق میزنه مثل ستاره
بگو چجور این دل گرم و بیقرارم
میون صد هزار تا چشم طاقت بیاره
میخوام لبامو رولبات بزارم
ولی میون جمع راهی ندارم
بیا بریم با هم دیگه یه جای خلوت
بهم بگو حرفاتو با خیال راحت
به من بگو دوستم داری قد یه دنیا
منم میگم دوستت دارم تا به قیامت
با اون نگات بهم میگی آتش داغی
نترس منم خبر دارم آخر راهی
آخ اگه یه روز تو رو به چنگ بیارم
اونوقت بهت میگم کیم و تو کجایی
عاشقم شدی ، عاشقت شدم
دوستم داشتی ، دوستت داشتم
همیشه خندیدی ، همیشه گریه کردم
همیشه حرف زدی،همیشه سکوت کردم
منو از یاد بردی ، به یادت بودم
همیشه تو گفتی ، همیشه من شنیدم
خواستی منو بشکنی ، خیلی راحت شکستم
به راحتی فراموشم کردی ، به سختی فراموشت میکنم
خواستی دیگه نباشم ، منم خواستم هرگز نباشی
بازی دیگه تموم شد
حالا با هم بی حساب شدیم
و اما حالا.......

وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگررفت
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم.
وقتی او تمام کرد
من شروع کردم.
وقتی او تمام شد
من آغاز شدم.
و چه سخت است.
تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است.
مثل تنها مردن .............
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 9:7  توسط کژدم
|
زندگی یه کوره راه بی نشونه هیچ کس دست سرنوشت و نمیخونه وا مونده شهر و دیارم اسی ز دست روزگارم
تنهای تنها تنهای تنها دلگنده از شهر امیدم از دل کلامی نشنیدم جز یاد غم ها دنیای ما چرا به ما وفا نداره
بی اعتباره چرا خزون همیشه افت بهاره روزگاره یه روز تو این زندون غم دلای ما زندونیه شادی فردا مرگ
غم تقدیر اسمونیه تقدیر اسمونیه یه روز تو این زندون غم دلای ما زندونیه شادی فردا مرگ غم
تقدیر اسمونیه تقدیر اسمونیه
پروانه مرده در عمق باور بی یا رو یا ور تلخ و درد اور بر هجله ی شب مثل ستاره سو سوی اخر عمری دوباره
تنهای تنها مرگ و صدا زد حفی تکراری در خطی ممتد سرد و شکسته به گریه افتا دخود سوزی عشق ترانه سر داد
پروانه مرده هم پای پاییزاز غصه سر شار از گریه لبریز پروانه مرده در فتح خورشیدوقتی به جز نور هیچی نمیدید
دستای تو دست باده با هر ترانه نبض فریاده وقتی رفاقت اسیر مرگ پاییز تنها بی بال و برگه پروانه مرده در عمق
باور بی یارو یاور تلخ و درد اور نه قصه میشه نه عاشقانه وقتی میسوزه بال پروانه
با سلام امیدوارم حالتون خوب باشه و روزهای خوبی رو گذرونده باشین منتظر نظراتتون هستم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 7:40  توسط کژدم
|